الشيخ محمد جواد الخراساني
13
تلخيص النحو (فارسى)
كه آخر او بر فتحه بَنا شده كه بايد هميشه مفتوح باشد و مانند هؤلاء كه آخر او بر كسره بنا شده و مانند ضَرَبْتُ كه آخر او بر ضمه بنا شده و مانند مِن واضْرِبْ كه آخرش بر سكون بنا شده و از اين رو اين حركات قابل تبديل نباشند و اين حركات را مقابل حركات اعراب حركات بنا نامند و فرق بين اين حركات و آن حركات را در تسميه دانستى . فصلٌ : اقسام كلمات معرب و مبنى چون معنى مُعْرَبْ و مبنى را دانستى اينك گوئيم كه كدام يك از سه قسم كلمه مُعْرَبْ است و كدام مبنى پس گوئيم چون دانستى كه اعراب اثر عامل است پس هيچ كلمه معرب نشود مگر آنكه معمول باشد . پس حرف كه معمول نشود معرب نخواهد بود . پس حروف كُلًا از اقسام مبنى هستند . امّا اسم و فعل را هم معرب باشد هم مبنى . امّا معرب از فعل پس آن فعل مضارع است در صورتى كه نون تأكيد و نون جمع مؤنث نداشته باشد وإلّا مبنى خواهد بود و هر چه از وى مشتق است وامّا مبنى از فعل ، فعل ماضى است و امر حاضر . وامّا امر غائب و دو متكلم او ، پس آنها از تصريف فعل مضارع است مانند نهى و امّا اسم پس شرح معرب و مبنى او مبسوط است و متوقف بر مثال نيست حال مىگوييم كه بايد دانست كه قاعده از جهتى كه گذشت يعنى هر چه معمول نباشد پس او مبنى خواهد بود تمام است به طور كلى . زيرا كه هيچ حرفى و فعل ماضى و فعل امر معمول نشود و معرب هم نباشد امّا عكسش كُلييّت ندارد يعنى نه چنان باشد كه هر چه مبنى باشد